حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

ویروس لعنتی...

1394/5/4 22:15
نویسنده : *مامان فرزانه*
235 بازدید
اشتراک گذاری

شکلک های محدثه

سلام به چلچراغ خونه ی من

خوبی عشق مامان؟

الهی همیشه سلامت باشی ؛هیچ چیزی بهترازسلامتی نیست.

الان میخوام از خاطراتی برات بگم که شاید خوب نباشه اما میخوام بدونی

هرانسانی باید به داشته هاش قانع باشه مخصوصآسلامتی.

سلامتی تنهاچیزیه که ما شاکر نیستیم وفقط زمانی قدرشو میدونیم

که مریض بشیم؛وقتی ازصبح پامیشیم و کلی کارمیکنیم میگیم خسته

شدیم وای خدایا چقدرکار؛اما تاحالاشده به این فکرکنیم و بگیم خدایاشکرت

که سالم هستم و میتونم ازپس کارها وبدون اینکه محتاج کسی بشم بربیام

عشق مامان ازت میخوام همیشه مواظب سلامتیت باشی و قدرشو بدونی.

دیروزوقتی بردمت استخر خیلی گرم بود ومنم سرم دردگرفت وهمش عرق سرد

میزد روی پیشونیم؛ اومدیم خونه مسکن خوردم اما خوب نشدم غروب بردمت

کلاس زبان ولی حالم اصلا خوب نبود وقتی اومدیم دیگه ازپاافتادم؛شماپسر ناز

که خدا چقدرمهربونت کرده ازمن پرستاری میکردی؛نصف شب حال خودت بدشدو بالا

آوردی؛تاصبح دوتاییمون نخوابیدیم؛صبح دیدم حالت خیلی بده ممکنه بدتربشی تاعصر

بابا بیاد بردمت درمانگاه با اینکه حالم خوب نبود،دکتر دیدت گفت این که حالش خیلی

بده؛اگه تاعصر بازم بالاآوردباید بستری بشه؛خلاصه یه سرم و آمپول زدی؛بابا دلش

طاقت نیاوردو اومد بهمون سرزد تا بابا رو دیدی بغلش کردی و بوسش کردی گفتی

 مامان بابا اومد خیلی خوشحال شدم؛آخه چرا انقدربه ما وابسته ای.اومدیم خونه

 کلی خوابیدی میگفتی حالت خوبه اما غروب از سردرد ناله میکردی؛اورژانسی بردیمت

پیش آقای دکترقاهری؛ایشونم تا باهات دست دادگفت وای چقدر داغه؛خیلی ناراحت شد

تبت حدود 39 درجه بود؛گفت بایدبستری بشه؛بابا گفت نمیشه حالا با دارو؟دکترکمی فکر

کرد گفت اونجوری خیالم راحت بود؛دارو نوشت وگفت من دلم برات تنگ شده بود شما

خیلی پسر خوبی هستی؛ناراحت نباش زودخوب میشی,اومدیم برات شیاف گذاشتم

تاشب بهترشدی,اصلا باید دکتر قاهری رو زیارت کنی؛دکتر گفته بوداگه تافردا خوب

نشدی باید بستری بشی؛این ویروس لعنتی نمیدونم چی بود که کل خونواده ما رو درگیر

کرد؛خدایا همه ی بیماران رو شفابده؛من این وسط مریضی خودم یادم رفت نمیدونم خدا

چه نیرویی به من داد تاتونستم با اون بی حالی از تو مراقبت کنم؛همش منو میبوسیدی

و میگفتی مامان جون دستت درد نکنه بابت همه چیز،یا اون شب که بالا می آوردی

همش ازمن معذرت خواهی میکردی که به خاطرت بلندمیشدم

خدایا ،خدای خوبم ممنون که حواست به ماست

الحمدالله الرب العالمین

روشنایی خونه ی من اگه تو نباشی صدتا چلچراغ هم خونه ی منو روشن نمیکنه

تاریک و سوت و کوره

خدایا همه ی بچه هارو به پدرو مادرهاشون ببخش و از دعای اونا عزیز منو سلامت نگه دار

آمیییییین یا رب العالمین

شکلک های محدثه

 

پسندها (3)

نظرات (4)

مامان سحر
8 مرداد 94 13:21
سلام به حنان عزیزم و مامان گلش نمی دونم این ویروس لعنتی یهویی از کجا پیدا شد و همه ی ما رو مریض کرد... انشالله که الان بهتر هستی حنان جون خیلی مراقب خودت باش اخه هوا خیلی گرمه ...مامان فرزانه شما هم خسته نباشی ...من میگم ادم خودش مریض بشه اما شوهر بچش مریض نشن انشالله همیشه سلامت باشین
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام عزیزم.آی گل گفتی اینامریض میشن مارو خسته میکنن
حدیث
8 مرداد 94 21:46
حنان خوشگلم خداروشکر که الان خوب شدی عزیز دلم من خیلی ناراحت بودم یدفه یه موج مریضی اومد تو خونواده ما حالاخداروشکر خوبن همه
*مامان فرزانه*
پاسخ
مرسی عمه جونم.خداروشکر که همه خوبیم.الهی که هیشکی مریض نشه
آنیتا
11 مرداد 94 13:10
سلام حنان جون و سلام به مامان گلش آخ آخ آخ ويروس لعنتى ول كن نيست خيلى وحشتناكه فرزانه جون دركت ميكنم خداروشكر كه خوب شديد دست دكتر قاهرى هم درد نكنه آقا پسر مارو با دارو خوب كرد راستى عزيزدلم با افتخار لينكتون كردم ميبوسمتون مواظب خودتون خيلى باشيد
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام عزیزدلم.آره ماهم مریض شدیم.مرسی به ماسرزدی.مراقب خودت باش خیلی خیلی
مامان محمد طاها
12 مرداد 94 15:47
حنان جون خوشحال که مریضی رو پشت سر گذاشتی الان حالت بهتره
*مامان فرزانه*
پاسخ
تشکر از لطفتت زن عمو جونم.خداروشکر